منبع مسابقه و اسامی برندگان نهایی
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
متن شرکت در
مسابقه فاطمیه
مادر هجده ساله ما حدود چهارده قرن پیش در چنین ایامی به شهادت رسید[1]، و هنوز پس از سپری شدن زمانی طولانی داغ شهادت آن بانو، دلهای ما در آتش ظلمی که بر خاندان پیامبر روا داشته شد، می سوزد.
زادروز این بانوی نور، که از میوه های بهشتی بود، در سال پنجم بعثت پیامبر رخ داد[2] و زندگانی اش پر از فراز و نشیب و اتفاقات مهم بود .
وصف کامل چنین بانویی از عهده آدمی خارج است و شایسته است برای شناخت او از کلام خالقش بهره جست. بانویی که قرآن کریم او را خیر کثیر معرفی می کند[3] و تداوم خاندان رسالت را از دامان او دانسته است.
بانویی که پیامبر، او را تکه ای از جان خود خوانده[4] و فرموده است :
هرکس او را آزار دهد مرا آزرده است و هرکس مرا آزار دهد پروردگار را آزرده است[5].
و در کلام دیگر از قول پروردگار خویش فرموده است که
رضایت پروردگار در رضایت این بانو و غضب پروردگار در غضب او است[6].
بانویی با این عظمت که فرزندش حماسه ساز دشت کربلا شد و فرزندانش پیشوایان و امامان الهی شدند[۷].
بانویی که تمام لحظات عمر کوتاهش پر از خیر،نیکی و برکت برای مردمان بود و جز خیر از او دیده نشد. تا حدی که دشمنانش نیز زبان به ستایش او گشودند و او را راستگوترین فرد بعد از پیامبر اکرم (ص) [8] ، شبیه ترین فرد به پدرش[9]، پاکترین[10]، زاهدترین[11]، با فضیلت ترین[12]، و گرامی ترین از جهت پدر و مادر[13] خواندهاند.
بانویی که دلیل خلقت است و خالق متعال در شان او چنین می فرماید: اگر او نبود خلایق را نمی آفریدم[7].
چنین بانویی در روزهای واپسین عمر خویش، و پس از شهادت پدرش، به رغم تمام سفارشهای پدر که توصیه به حفظ احترام و منزلت او کرده بود و مودت و محبت اهل بیت علیهم السلام را هم تراز اجر و مزد رسالت دانسته بود[15]، مورد اهانت و آزار عده ای از منافقین امت همان پیامبر قرار گرفت[16] و درب خانه اش سوزانده شد[17] و فرزند زاده نشده اش شهید شد[18] و پهلویش شکست[19] و بر اثر همین جراحات، حدود سه ماه بعد به شهادت رسید[20].
اما این تمام ماجرا نبود؛ شهادت مظلومانه او چراغ هدایتی برای تمام اهل دنیا بوده و هست، چراغی که با گذشت بیش از چهارده قرن، هنوز روشنگری می کند و مسیر هدایت را برای هر طالب حقی روشن می نماید.
سوالی که ذهن پرسشگر انسان های اهل دقت را به چالش میکشد، این است که شخصیتی با این عظمت و جایگاه، چرا جان خویش را فدای امیرالمؤمنین علیه السلام کرد؟ رخدادهای قبل و بعد شهادت پیامبر به روشنی نمایانگر پاسخ این پرسش خواهد بود.
در روزهای پایانی عمر پیامبر اکرم (ص) ، پیغمبر به دستور الهی در برابر جمعیتی متجاوز از صد هزار نفر از مهاجرین، انصار و ساکنین سایر شهرهای مسلمان، حضرت علی علیه السلام را که فاتح خیبر و خندق بود، به عنوان جانشین خود معرفی کرد و بعد از خطبه ای حدودا سه ساعته، تمام حاضرین را به بیعت با او که امیرالمومنین نامیده شده بود، فراخواند. او به همه حاضران فرمود که
پیام مرا حاضران به غائبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند[21].
حدود هفتاد روز بعد از این واقعه، زمانی که پیامبر در بستر بیماری فرمود:
قلم و دوات بياوريد تا برای شما چیزی بنویسم که هرگز بعد از من گمراه نشوید،
با مخالفت و حتی اهانت چندی از حاضرین مواجه شد و این موضوع، موجب ناراحتی پیامبر گردید و آن نابکاران را به هدف پلید خویش نزدیک تر ساخت[22].
بلی، هرچند که پیامبر اکرم (ص) در جایگاه های متعددی جانشین خویش را معین کرده بود[23]، اما این بار میخواست در روزهای واپسین عمر خود، این مطلب را یادآوری و حتی مکتوب گرداند. و صد افسوس که آنچه که نباید میشد، شد.
بعد از اینکه پیامبر اکرم از سرای فانی به دیار باقی شتافت. هنوز غسل، کفن و خاکسپاری رسول (ص) انجام نشده بود که همان مخالفان آوردن قلم و دوات، با برپایی مجلسی سری به اسم سقیفه رهبری خودخوانده، برگزیدند و مراسم تشییع پیامبر را وا گذاشتند[24] و از همان روز به بیعت گرفتن اجباری از مردم پرداختند[25]، اقداماتی برای سرکوب مخالفین خود آغاز کردند و اینگونه بود که حق را از مسیر خود منحرف کردند.
در روز شهادت پیامبر، بعد از برگزاری سقیفه و پیمان سری و پس از آغاز به بیعت گرفتن از دیگران، شروع به ایجاد جو خفقان برای سرکوب مخالفین کردند. هر چه از دستشان برمی آمد فروگذار نکردند، از تطمیع و تهدید مخالفین تا سرکوب ایشان با شمشیر و زور. حتی کار به جایی رسید که منافقین قصد تطمیع عباس عموی پیامبر و امیرالمؤمنین را نیز داشتند[26].
بالاخره تشییع و تدفین پیامبر بدون حضور منافقین و حتی برخی همسران پیامبر انجام شد؛ در حالی که آنان در حال بیعت گرفتن برای خلیفه منصوب خودشان بودند[27].
در این بین، کسی که با امیرالمؤمنین بیعت کرده و بر بیعت خود تا دم مرگ استوار بود، حضرت صدیقه طاهره علیها سلام بود. او زمانی که امام خویش را در میان بیعت شکنان نامرد تنها یافت، خود را نه فدای شوهر و یا پسرعمویش، که فدای امام خویش کرد. او بود که در تمام لحظات تا پای جان همراه امیرالمومنین بود.
در روزهای ابتدایی بعد از این حوادث، امیرالمومنین و صدیقه طاهره علیهما السلام و تعداد اندکی از یاران راستین ایشان از جمله سلمان، ابوذر و مقداد در منزل ام ابیها تحصن کردند[28] و امیرالمؤمنین به دستور پیامبر مشغول جمع آوری قرآن به ترتیب نزول با ذکر محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ شد[29]. اما دستگاه خلافت که به دنبال موجه جلوه دادن کارهای خویش بود تحصن کنندگان را به بیعت با خلیفه غاصب دعوت می کرد، ایشان امتناع می کردند تا اینکه در روز جمعه، در نماز جمعه خلیفه غاصب شرکت نکردند[30].
از اینجا درخواست بیعت تبدیل به اهانت و تهدید بیت وحی گردید. در ابتدا اموال خاندان نبوت غصب شد و احادیث ساختگی با مضمون اینکه پیامبران ارث بر جای نمی گذارند بیان شد[31] و اموال اميرالمؤمنين و صدیقه طاهره علیهما السلام مصادره گردید -در حالی که این حدیث جعلی را در مورد همسران پیامبر به کار نبردند-. در اینجا بود که صدیقه طاهره در دفاع از امام زمانه خود وارد میدان شد و با خطبه های خویش دستگاه خلافت را رسوا کرد و با استدلالهای قرآنی خویش پاسخ منافقین را به گونه ای داد که هیچ کدام سخنی برای بازگو کردن نداشتند[32].
دستگاه خلافت، با وجود رسوایی، از اقدامات ناجوانمردانه خود دست برنداشت و در مرحله بعد اقدام به غصب فدک کرد[33]. فدکی که یادگار پیامبر بود و نه ارث، و به گواه تاریخ، پیامبر در سالهای حیاتش، آن را به دستور الهی به تنها دختر خویش هدیه داده بود[34].
این بار نیز مادر داغدار و دل شکسته، وارد عمل شد و با خطبه های آتشین خود موسوم به خطبه فدک تمام آبروی دستگاه خلافت را سوزاند[35].
از آنجایی که دستگاه کودتاگر، شرم و حیایی نداشت از حضرت صدیقه طاهره که قرآن صداقت و پاکی و طهارت ایشان از هرگونه آلودگی را تایید می کند[36]، درخواست شاهد کرد[37]. بانویی که بهانه خلقت است و آبهای جاری زمین مهریه اوست[38]، باید برای اثبات مالکیت بر فدکی که سالها در اختیارش بوده است[39]، برای غاصبین خلافت و فدک شاهد میآورد؛ آن هم برای کسانی که هفتاد روز نشده بود که در غدیر مخاطب سخنان پیامبر بودند. مسلمانان که عموما تازه اسلام آورده بودند از بیم جانشان با خلیفه غاصب بیعت کرده بودند یا تن به سکوتی خفت بار دادند.
به هر نحو بود، حضرت صدیقه طاهره مردانه خطبه خواند و به هر روی، سند فدک را گرفت[40]. اما در کوچه تنگ بنی هاشم رویدادی به وقوع پیوست که توان بازگویی آن برای دوست داران آن بانوی پاک نیست، رخدادی که موجب شد سند پاره پاره گردد و گوشواره از گوش کنده شود[41].
بعد این اتفاق، مادر با صورت نیلی، همچنان در دفاع از امامش از پای ننشست و خط مقدم دفاع حاضر بود. منزلش مأمن تحصن کنندگان بود و خودش همراه امام مظلوم خویش، هر شب به در خانه مهاجرین و انصار میرفت و بیعت غدیر را یادآوری می کرد[42] اما دریغ از گوش شنوایی که سخنان تنها یادگار پیامبر را گوش کند؛ هرکدام عذری می آورد و کسی یاریگر امامی که دو ماه پیش با او بیعت کرده بود، نشد.
در روزهای پسین کار بالا گرفت و چندین نوبت منزل یگانه دخت نبی مورد تهدید قرار گرفت اما نخستین شهیده ولایت ، دست از دامان امام خویش نشُست.
زمانی که پشت درب منزل ایشان هیزم آوردند تا خانه را با اهل آن بسوزانند، به کسی که دستور این کار را داده بود گفته شد:
"تنها دختر رسول خدا، داخل منزل است"
و او با بی شرمی پاسخ داد:
"حتی اگر او هم داخل خانه باشد، خانه را با اهلش آتش خواهم زد[43]."
مادر مظلوم ما که داغدار پدر عزیزش بود به گمان اینکه حرمت او را حتی بخاطر پدرش هم که شده باشد، نگه میدارند، پشت در آمد تا حامی امام مظلوم خود باشد اما ناگاه درب سوخته در میان شعله های آتش با لگدی باز و بانویی باردار بعد از مجروح شدن بر زمین افتاد و از هوش رفت[44].
لشکری وارد منزل امیرالمؤمنین علیه السلام شد و دستان او را بستند و کشان کشان برای ستاندن بیعت اجباری، به سوی مسجد بردند[45]. در این حال بود که بانوی مجروح به هوش آمد، سراغ امیرالمؤمنین را گرفت. فضه گفت که اورا به مسجد بردند و بانو نیز با حال نزارش بدنبال امامش رفت و این بار ریسمانی را که به دستان آن شیر خندق و خیبر بسته شده بود گرفت، اما، تازیانه و ضربه غلاف شمشیر، دست بانو را از ریسمان گسست و این گونه شد که فاتح خیبر را به مسجد بردند[46].
در مسجد، با آن همه آزاری که از قوم کین دیده بود، برای حق غصب شده امام خود، دست بر سر برد که نفرینشان کند، اینجا بود که باز هم از امام خود تبعیت کرد و چشم از نفرین پوشید[47].
بعد از این ماجراها شب و روز در منزل و یا در خارج از مدینه در سایه نخلی، در ظلمی که به تنها امیرالمؤمنین تاریخ شده بود میگریست. آن نخل هم از شعله کین دشمنان در امان نماند[48].
او با تحمل تمام این سختی ها و گرفتاری ها، درس امام شناسی و دفاع از امامت را برای همه تاریخ به یادگار گذاشت و سرانجام نزدیک سه ماه بعد شهادت پدرش، به پدر و فرزند شهیدش، محسن پیوست.
در زمانه ما، اکنون امامی دیگر از نسل پیامبر، زنده است و ما در جایگاه دفاع از این امام هستیم.
اکنون ماییم که بایست با الگو از مادر، از امام زمان خود، حضرت مهدی، صاحب الزمان (عج) پشتیبانی کنیم.
اگر میخواهیم از مادر، درس امام شناسی و دفاع از امام بیاموزیم، ابتدا باید چشم به راه مهدی موعود باشیم، با سلام روزانه و دعا برای سلامتی و تعجیل ظهورش، روزانه پیوند خود را با این امام حفظ کنیم.
باید این امام مظلومِ که در پس پرده غیبت را بیشتر و بهتر بشناسیم و برای شناختش مطالعه و تفکر کنیم. آماده یاری او در حالی باشیم. بدانیم که گرفتاری های شیعیانش در این روزگار، از اصلی ترین دغدغه های اوست. به فکر دستگیری و کمک به هم نوعان و به ویژه شیعیان او باشیم. تا شاید هم او و هم مادر مظلومش نظری از روی مهر بر ما کنند.
با تمامی جان رو به آن امام مظلوم یعنی مهدی موعود می کنیم و می گوییم:
"ما نبودیم که مادرت را یاری کنیم، اما هستیم تا تو تنها نمانی."
منابع و ماخذ:
[1] طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۷۹۳؛ طبری امامی، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۴. (شهادت در ۳ جمادیالثانی سال ۱۱ هجری، حدود ۹۵ روز پس از رحلت پیامبر.)
[2] مفید، مسارالشیعه، ۱۴۱۴ق، ص۵۴؛ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ص۷۹۳. (تولد در ۲۰ جمادیالثانی سال ۵ بعثت.)
[3] قرآن کریم، سوره کوثر (۱۰۸)؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۲۰، ص۳۷۰-۳۷۱؛ فخر الرازی، مفاتیح الغیب، ج۳۲، ص۳۱۳. (کوثر به معنی خیر کثیر است که در سوره کوثر خطاب به پیامبر. می فرماید که ما به تو خیر کثیر عطا کردیم.)
[4] احمد بن حنبل، مسند، ج۴، ص۵؛ بخاری، صحیح البخاری، ج۴، ص۱۸۳؛ مفید، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۲۶۰. (حدیث بضعه: فاطمه پاره تن من است.)
[5] ادامه همان حدیث بضعه؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۵۴؛ طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۲۴.
[6] حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۵۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۳، ص۱۶. (رضایت خدا در رضایت فاطمه و غضب در غضب او.)
[7] مفید، الارشاد، ج۱، ص۳۵۵؛ کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۰۱. (فرزندان: حسن، حسین، زینب، امکلثوم، محسن؛ ادامه امامت و حماسه کربلا از طریق حسین.)
[8] صدوق، الامالی، ۱۴۱۷ق، ص۶۸۸؛ ابنشهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج۳، ص۱۳۲.
سخن عایشه همسر پیامبر (ص): "ما رأیتُ أحداً کانَ أصدقَ لَهجةً من فاطمةَ غیرَ أبيها".(هیچکس را راستگوتر از فاطمه، جز پدرش پیامبر، ندیدم.)حاکم نیشابوری، المستدرک على الصحیحین، ج۳، ص ۱۵۶
[9] بخاری، صحیح البخاری، ج۵، ص۸۲؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۶.
سخن حَکم بن عُیَیْنَة (از علمای کوفه در دوران اموی): "ما رأیتُ أحداً کانَ أشبَهَ خُلقاً وَ هَدْیاً وَ سَمْتاً بِرَسولِ اللهِ مِن فاطِمَةَ." (کسی را ندیدم که در اخلاق و رفتار و وقار، شبیهتر به پیامبر از فاطمه باشد.)ترمذی، السنن، ج۵، ص ۶۶۶
سخن ابنعباس: "کانَت فاطِمَةُ أذکى النّاسِ وَ أفضَلَهُم وَ أقرَبَهُم مِن رَسولِ اللهِ." (فاطمه از همه باهوشتر، برتر و نزدیکتر به پیامبر بود.) ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص ۲۶
[10] قرآن کریم، آیه تطهیر (احزاب:۳۳)؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۰۹؛ صدوق، علل الشرائع، ج۱، ص۱۹۰-۱۹۲.
سخن ام سلمه: "أَنَّ النَّبِيَّ ﷺ دَعَا فَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا، فَجَلَّلَهُمْ بِكِسَاءٍ، وَعَلِيٌّ خَلْفَ ظَهْرِهِ، فَجَلَّلَهُ بِكِسَاءٍ، ثُمَّ قَالَ: <<اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي، فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِيرًا>> (پیامبر صلیاللهعلیهوآله فاطمه، حسن و حسین را فراخواند، و آنها را با عبایی پوشاند، سپس علی علیهالسلام پشت سر خود قرار گرفت و او را نیز با همان عبا پوشاند، و سپس فرمود: «خداوندا، اینان اهل بیت من هستند، پس هرگونه پلیدی را از ایشان دور ساز و آنان را به پاکیزگی کامل پاک گردان.») صحیح مسلم كتاب: فضائل الصحابة باب: فضائل أهل بَيْتِ النَّبِي ﷺ رقم الحديث: 2424 چاپ: دار إحياء التراث العربي، بيروت ج 7، ص 130
[11] صدوق، علل الشرائع، ج۲، ص۱۸۲؛ ابنشهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج۳، ص۱۱۶-۱۱۷.
سخن مروان بن حکم: "فاطِمَةُ کانَت أبرَّ النّاسِ بِأبیها، وَ أزْهَدَهُم فِی الدُّنیا." (فاطمه نیکوکارترین فرد نسبت به پدرش و زاهدترین انسان نسبت به دنیا بود.) ابنکثیر، البدایة والنهایة، ج۵، ص ۲۸۶
[12] احمد بن حنبل، مسند، ج۳، ص۸۰؛ بخاری، صحیح البخاری، ج۴، ص۱۸۳.
سخن معاویه بن ابیسفیان: "وَاللهِ ما کانَ فی هذِهِ الأُمّةِ أفضَلُ مِن فاطِمَةَ بَنتِ رَسولِ اللهِ." (به خدا سوگند در این امت کسی برتر از فاطمه دختر پیامبر نبود.) ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص ۳۹۴
[13] طبری، دلائل الامامه، ص۸۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۶.
سخن عبدالله بن زبیر: "فاطِمَةُ أزکَى النّاسِ نَفْساً وَ أکْرَمُهُم أَباً وَ أُمّاً." (فاطمه پاکیزهترین مردم از نظر نفس و گرامیترین از جهت پدر و مادر است.) ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص ۲۷
[14] میرجهانی، جنة العاصمة، ص284؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۶. (حدیث لولاک، مرتبط با خلقت عوالم.)
[15] قرآن کریم، آیه مودت (شوری:۲۳)؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۴۳؛ زمخشری، الکشاف، ج۴، ص۲۱۹. (بگو من برای اجر و مزد رسالتم چیزی از شما طلب نمیکنم مگر مودت اهل بیتم.)
[16] دلائل الإمامةمحمد بن جریر طبری آملی (۳۵۲ق)، ص ۱۳۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۸، ص۳۰۳. (به صورت فاطمه سیلی زد تا گوشوارهاش افتاد.)
[17] طبری امامی، دلائل الامامه، ص۱۳۴؛ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۰۶؛ ابن قتیبه دینوری، الامامه و السیاسه ج 1 ص12. (آتش زدن درب خانه.)
[18] کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹۲؛ مسعودی، اثبات الوصیه، ص142؛ شهرستانی، الملل و النحل، ج1،ص57؛ ذهبی، میزان الاعتدال، ج1، ص 139 رقم 552. (شهادت محسن بر اثر جراحات.)
[19] طبری امامی، دلائل الامامه، ص۱۳۴؛ کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۴۱. (شکستن پهلو توسط قنفذ.)
[20] کلینی، الكافي، ج 1، ص 458؛ طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۳۰۰، ابن أبي الحديد، شرح نهج البلاغة، ج 14، ص 193. (فاطمه را زدند تا جنینش را سقط کرد؛ و او به سبب این آسیب بیمار شد تا از دنیا رفت.)
[21] احمد بن حنبل، مسند، ج۴، ص۲۸۱؛ طوسی، الامالی، ص۴۳. (متن کامل خطابه غدیر به همراه اسناد آن در کتابی با همین عنوان چاپ شده موجود است.)
[22] بخاری، صحیح البخاری، ج۵، ص۸۲؛ ابنقتیبه دینوری، الامامة والسیاسة، ج۱، ص۳۱. (حادثه قلم و دوات.)
|
# |
مکان/ واقعه |
متن عربی (از منبع شیعی) |
ترجمه فارسی |
منبع شیعی |
صفحه / حدیث |
|
۱ |
غدیر خم |
«مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ» |
هرکس من مولای اویم، علی مولای اوست. خدایا دوست بدار دوستش را و دشمن بدار دشمنش را |
الکافی (کلینی) |
ج۱، ص۲۹۴ |
|
۲ |
غدیر خم – ۷۰ صحابه |
«أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيًّا وَصِيِّي وَخَلِيفَتِي مِنْ بَعْدِي» |
شهادت میدهم که علی وصی و خلیفه من پس از من است |
بحارالانوار |
ج۳۷، ص۲۰۸ |
|
۳ |
دارالندوة (مکه) |
«هَذَا أَخِي وَوَصِيِّي وَوَزِيرِي وَخَلِيفَتِي فِيكُمْ» |
این برادر، وصی، وزیر و خلیفه من در میان شماست |
إعلام الوری (طبرسی) |
ج۱، ص۳۱۲ |
|
۴ |
جنگ تبوک |
«أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي، وَأَنْتَ وَصِيِّي وَخَلِيفَتِي عَلَى أَهْلِي» |
تو برای من مثل هارون برای موسی هستی... و وصی و خلیفه من بر اهل بیتم هستی |
الغدیر (علامه امینی) |
ج۱، ص۱۷۰ |
|
۵ |
آخرین خطبه (مدینه) |
«أَلَا إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ: كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي... وَإِنَّ أَوَّلَهُمْ عَلِيٌّ» |
من در میان شما دو چیز سنگین میگذارم: کتاب خدا و عترتم... و اولین آنها علی است |
نهجالبلاغه (خطبه ۱۲۰) + الکافی |
ج۱، ص۲۹۵ |
[23] حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۱۵۴؛ مفید، الامالی، ص۲۶۰. (روایات متعدد جانشینی علی مانند یوم الدار، منزلت.)
[24] ابنقتیبه دینوری، الامامة والسیاسة، ج۱، ص۳۱؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۰۵. (سقیفه بنیساعده.)
[25] بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۵۸۹؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۹، ص۱۲۴. (بیعت اجباری از مردم.)
[26] بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۴؛ ابنقتیبه، الامامة والسیاسة، ج۱، ص۳۱. (تطمیع عباس.)
[27] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۷۲؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۰۸. (تشییع توسط علی و یاران.)
[28] مفید، المقنعة، ص۲۸۹؛ سید مرتضی، الشافی فیالامامة، ج۴، ص۱۰۱. (تحصن در خانه فاطمه.)
[29] کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۴۰؛ طوسی، الامالی، ص۵۲۸. (جمعآوری قرآن توسط علی.)
[30] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹۲؛ ابنشهرآشوب، مناقب، ج۳، ص۱۳۱. (عدم شرکت در نماز جمعه ابوبکر.)
[31] بخاری، صحیح البخاری، ج۴، ص۴۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۹، ص۱۲۴. (حدیث جعلی ارث پیامبران و غصب اموال.)
[32] طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۰۸-۱۰۹؛ سید مرتضی، الشافی، ج۴، ص۹۵. (خطبههای فاطمه در دفاع.)
[33] بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۵۸۹؛ جوهری بصری، السقیفة و فدک، ص۱۰۹. (غصب فدک.)
[34] یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۵؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۴۳. (هدیه فدک توسط پیامبر.)
[35] طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۰۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۹، ص۱۲۴. (خطبه فدکیه.)
[36] قرآن کریم، آیه تطهیر (احزاب:۳۳)؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۳۸۴؛ سندی، الدر المنثور، ج۵، ص۱۹۸. (طهارت اهل بیت.)
[37] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۷۲؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۰۹. (درخواست شاهد برای فدک.)
[38] صدوق، علل الشرائع، ج۱، ص۱۸۲؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۹۲. (مهریه فاطمه در روایات قدسی، شامل آبها.)
[39] یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۵؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۵. (فدک سالها در اختیار فاطمه.)
[40] طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۰۹؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹۲. (گرفتن سند اما پاره شدن آن.)
[41] طبری امامی، دلائل الامامه، ص۱۳۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹۳. (حادثه کوچه و پاره کردن سند، کنده شدن گوشواره.)
[42] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹۲-۱۹۹؛ طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۳۰۰. (رفتن شبانه به خانهها برای یادآوری غدیر.)
[43] ابنابیشیبه، المصنف، ج۸، ص۵۷۲؛ طبری امامی، دلائل الامامه، ص۱۳۴؛ ابن قتیبه دینوری، الامامه و السیاسه ج 1 ص12. (حتی اگر فاطمه باشد، آتش میزنم.)
[44] طبری امامی، دلائل الامامه، ص۱۳۴؛ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۰۶. (افتادن پشت در و مجروح شدن.)
[45] کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹۲. (بستن دستان علی و بردن به مسجد.)
[46] طبری امامی، دلائل الامامه، ص۱۳۴؛ ابنشهرآشوب، مناقب، ج۳، ص۱۳۱. (گرفتن ریسمان توسط فاطمه و ضربه تازیانه.)
[47] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹۳؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۰۹. (قصد نفرین اما تبعیت از علی.)
[48]مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۷۲؛ ابنشهرآشوب، مناقب، ج۳، ص۱۳۷. (گریه زیر نخل و سوزاندن آن توسط مخالفان.)